صفى الدين محمد طارمى

289

انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )

سوى فضاى قبض ، و بالا رفت از نشيب رجا به سوى بلندى بسط ، و ترقّى نمود از سرور به كشف به سوى سعهء مشاهده ، و از نور تجلّى به سوى ضياى عيان . الدرجة الثالثة : معرفة الأدب ، ثمّ الغنى عن التأدّب بتأديب الحقّ ، ثمّ الخلاص من شهود أعباء الأدب . « معرفت ادب » در هر واحدى از درجات ثلاثهء ادب به حصول اوست در درجهء ثالث ، و وقوف است به تعريف الهى بر حقيقت ادب در هر مقامى از مقامات . « پس غنا است از تأدّب نفس خود » به شهود تأديب مؤدّب حقيقى كه او حقّ است ؛ پس غايب شود از نفس و ادب خود ؛ پس « 1 » منسوب نكند ادب را « 2 » مگر به كسى كه اقامت كرده است او را در مقام ادب ؛ پس خالص شود از علّت ادب به فناى ادب خود در ادب حقّ . « بعد از آن خلاص است از شهود اعباى ادب . » يعنى اثقال او از براى فناى او از رسم خود در شهود حقيقت ، و استغراق او در « حضرت جمع » اى كه غيبت او از ادب در آن حضرت عين ادب است ؛ پس فانى « 3 » مىشود از شهود اديب اصلا و رأسا ، چه جاى از شهود ادب و تكاليف او ؛ به درستى كه شهود ادب و تكاليف او مترتّب است بر وجود او كه متلاشى است ؛ پس باقى نمىماند از او عينى و نه اثرى .

--> ( 1 ) . اصل : و . ( 2 ) . اصل : - را . ( 3 ) . گويا در نسخهء مترجم تصحيف رخ داده و كاتب به اشتباه واژهء « فيفنى » را به صورت « فيغنى » نگاشته . ازاين‌رو او آن را به « غنى مىشود » ترجمه كرده است .